• امروز پنج شنبه 18 شهريور 1389 ..... گرامی باد یاد و خاطره شهدای 8 سال دفاع مقدس ، بویژه شهدای گرانقدر تفحص....... وفا به عهد..........  وصيت نامه شهداء..........  همزمان با ايام شهادت زهراي مرضيه(س) تشييع پيكر مطهر 5 شهيد گمنام..........  نامه فاپزه به پدرش..........  نامه حنانه به پدرش..........  منطق شهيد..........  من و فكه..........  مدير و شاگرد..........  ما دوباره مي آييم.............  شب است و ............... 
  • آرشيو تصاوير آرشيو صوت آرشيو نماهنگ تماس با ما پرسش و پاسخ پذيرش همسنگر
    خاطرات :: اعزام ( برگشت به صفحه اصلي )

    تعداد بازدیدکننده آنلاین این مطلب: 1   .....   تعداد بازدیدکننده این مطلب تاکنون : 603

    مدير و شاگرد

    چرا به ديدنم نيامد؟
       يكي از فارغ‌التحصيلان سپاه به ديدنم آمد. او عضو گروه تفحص لشكر بود. از او احوال بچه‌هاي تفحص را جويا شدم. گفتم: احمدپوري هم مي‌خواست به تفحص برود. مبادا به او اجازه رفتن به تفحص را بدهيد! اگر او برود برگشتني نيست! ايشان جواب دادند اتفاقاً همين‌طور است، او با اصرار خودش رفته بود ولي او را برگرداندند. گفتم: خدا را شكر، الان كجاست؟ گفت: لشكر! گفتم: چرا با شما به ديدنم نيامد؟ جواب داد ايشان مي‌خواهد كه شما به ديدنش برويد! با لحن شوخي گفتم:‌يعني احمدپوري آن‌قدر بزرگ شده‌اند كه مي خواهند من به ملاقاتش بروم؟! جواب داد: آري. راست مي‌گوييد او اين‌بار خيلي بزرگ شده‌ است!
       باز با حالت مزاح گفتم: كجا مي‌شود خدمت آقا برسيم؟!
       ايشان جواب دادند: در سردخانه ايثارگران لشكر!‌ از جوابي كه شنيدم و حالتي كه در قيافه  آن برادر مشاهده كردم، احساس كردم اضطراب دارم. برقي در چشمانم زده شد. بعد از مختصر تأملي از ايشان خواستم واضح‌تر صحبت كند و ايشان نيز به طور صريح گفتند: ابراهيم شهيد شده است! شهيد شده است. شهيد...شده، شهيد...
       بدون اين كه اراده‌اي كرده باشم، يك مرتبه متوجه شدم كه به ملاقات آن بزرگ‌مرد رفته‌ام و در حالي‌كه چشمان گريان و اشك‌آلودم را به سيماي نوراني و ملكوتي‌اش دوخته‌ام، متوجه صورتش شدم كه در طول حركت پياده، چهره‌اش در اثر تابش آفتاب،‌ رنگ عوض كرده بود!‌ پاهايش را به خاطر آوردم! و هنوز تاول‌هاي پياده‌روي آن‌روز را بر پاهاي خود داشت و با اين چهره سوخته و پاهاي تاول زده و پيكري خونين و قطعه شده به معراج پر كشيده بود! 
                                                             خاطره از: برادر تارويردي‌پور 

    .......................................................................
     
     

    هم رزمان (پايگاههای مرتبط)

    :: مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
    :: پایگاه اطلاع رسانی « گردان مقداد»
    :: پايگاه اينترنتي « شهدا و دفاع مقدس »
    :: پايگاه اينترنتي «قافله نور»
    :: پايگاه اينترنتي « راهيان نور »
    :: پايگاه اينترنتي « صبح »

    ساير پايگاهها ...

    آمار هاي مر بوط به سايت
    اعضاي سايت : 199 نفر
    تعداد بازديد كننده : 115893 نفر