• امروز پنج شنبه 20 اسفند 1388 ..... گرامی باد یاد و خاطره شهدای 8 سال دفاع مقدس ، بویژه شهدای گرانقدر تفحص....... وفا به عهد..........  وصيت نامه شهداء..........  همزمان با ايام شهادت زهراي مرضيه(س) تشييع پيكر مطهر 5 شهيد گمنام..........  نامه فاپزه به پدرش..........  نامه حنانه به پدرش..........  منطق شهيد..........  من و فكه..........  مدير و شاگرد..........  ما دوباره مي آييم.............  شب است و ............... 
  • آرشيو تصاوير آرشيو صوت آرشيو نماهنگ تماس با ما پرسش و پاسخ پذيرش همسنگر
    کلام معصومين(ع):
    آخرين مطالب ثبت شده :
    وصيت نامه شهيد محمدرضا مهر پاك ..... 2 بهمن 1388
    وصيت نامه سردار شهيد مرتضي ياغچيان ..... 2 بهمن 1388
    كيك و سانديس ..... 23 دي 1388
    ازدواج الهي.... ..... 23 دي 1388
    روز عقد آقا مهدي ..... 23 دي 1388
    يا اباعبدالله الحسين ..... 29 آذر 1388
    لحظه شماري براي ديدار احمد كاظمي ..... 4 آبان 1388
    مبارک باد ..... 3 آبان 1388
    اهداي پاكترين اعمال به خداوند ..... 17 مهر 1388
    زندگي ومرگ در انديشه اهل معرفت ..... 17 مهر 1388
    سردار شهيد مهدي باكري ..... 17 مهر 1388
    براي شهداي تفحص ..... 17 مهر 1388
    همه پر ... ..... 17 مهر 1388
    دل به ديدار خورشيد سپرده ام ..... 13 مهر 1388
    مدير و شاگرد ..... 10 شهريور 1388
    بازديد كنندگان از نمايشگاه ..... 12 مهر 1388
    غرفه 14 بخش سايت و وبلاگ ها ..... 9 مهر 1388
    ما دوباره مي آييم... ..... 2 مهر 1388
    مبارك باد ..... 2 مهر 1388
    آقا و راه شهادت ... ..... 17 شهريور 1388
     
     
     
     

    پیام های شما


    :: سلام. گزارشی از یک نمایشگاه یادواره شهدا در شهرستان داریم. چطور باید برایتان ارسال کنیم؟ آدرس ایمیل بدهید برایتان ایمیل خواهیم نمود. با تشکر
    :: با سلام و آرزوی توفیق برای شما که یاد و خاطره دفاع مقدس را ژنده نگاه میدارید و بقول رهبر معطم انقلاب از این گنج حفاظت می کنید و و البته در نشر خاطرات آن تلاش می فرمایید. به نمایشگاه رسانه های دیجیتال در مصلای تهران با خانواده رفته بودیم وقتی در انتهای دیدار به اخرین بخش ها سر می زدم به غرفه ساده و بی پالایش شما رسیدم دختر بچه ای شیرین با حجاب برتر کارت کوچک شما را به ما داد من و فرزندانم چند لحظه ای در انجا استادیم و من به عکس های شهدا نگاه می کردم قلبم فشرده شد و خاطراتی فراموش نشدنی آن دانشگاه بزرگ در جاو چشمانم ردیف شد و اشک در چشمانم حلقه زد از این غربت و درد اینکه پس چه شد آن ارزش ها و کچا رفتند ان عزیزانی که با عشق و تمام وجود خود را وقف امنیت و اسایش این کشور و اسلام نمودند. چرا این غرفه ایینقدر سوت و کور است هرچند مثل جبه ساده و بی الایش و ارزشی بود خواهر و برادری اهل جبهه در درون چادر به روی پتویی که به زمین انداخته بودن با کودکی کوچک نشسته بودند ان سادگی جبهه را نشان نی داد در مقایسه با زرق و برق های سایر غرفه ها دلم به درد آمد از غربت این بزرگان کچاست عظمت این واقعه عظیم چرا در این نمایشگاه دفاع مقدس انچنان که باید خود را نشان نداده است به هر حال عاشقانه چند دقیقه ای سایت شما را دیدم و خواستم از شما تشکر کنم و اینکه انقدر کار شما مهم است که هرچه در ۀن هزینه شود کم است زنده نگاه داشتن یاد ان دوران فراموئش نشدنی که عزت و شرف ما از انجاست موفق باشید دست شما را می بوسم دکتر علی کرمی استاد دانشگاه علوم پزشگی بقیه ا... (عج)
    :: سلام خسته نباشید از اینکه سایت را راه اندازی نمودید ممنونم خواهش می کنم به روزش کنید
    :: ▪ نمی دانم چرا اشکم بیخود سرازیر شد من که آدم احساساتی نبودم.شاید چون محمدبرقی جانباز بوده نه این دلیل نمی شود. شاید چون انسانی شریف بود. شاید چون دوره ای است که مردانگی مرده و به حال خودم گریه ام گرفته نمی دانم ولی هر چه بود با زحمت جلوی گریه و هق هق را در بشت میز اداره ام گرفتم یاد همه مردان نیک یاد باد
    :: رزمنده ایی بودم که از 18 سالگی بر حسب ویژگی شغلی به جبهه رفتم و 26 ساله بودم که برگشتم و 8 سال به طور مداوم در مناطق عملیاتی انچه که در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم به خاطر مردم خوب وطنم ای کاش من هم مثل همرزمان شهید میشدم تا این روز گار پر از ظلم و جفا را نبینم حالا 3فرزندم بزرگ شدهاند 2تا دانشجوی دانشگاه ازد و یکی هم سال اخر دبرستان ریاضی حالا من دربدر با اون سابقه با فداکاریها دارم با مسافر کشی شهریه بچه هام را جور میکنم دندونام ریخته حتی نمیتوانم دیگه با لثه های درب و داغون غذا بخورم ولی چیزی که اینروزا خیلی زجرم میده اینه که پسرم از 17 سالهام از من 1 گوشی با خط اعتباری میخواد نمتونم براش بخرم و با همه این مصیبتها وقتی تلوزیون روزهای جنگ را نشون میده از ته دل خون گریه میکنم و احساس غریبی میکنم دیگه کسی ما رو درک نمیکنه و همیشه به خودتون اینو بگین( کجا رفتند مرد ان بی ادعا)
    :: ▪ فقط می توان گفت: چه کردیم ما با ابروی امام(ره)؟ چه کردیم ما با اخرت خودمان؟چه کردیم ما با ابروی علی(ع)و فاطمه؟چه کردیم ما با خون مطهری ها و بهشتی ها وشریعتی ها و... شرم بر ما!!!!!!!!!!
    :: ▪ سلام کس نمی‌گويد که ياری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد لعلی از کان مروت برنيامد سال‌هاست تابش خورشيد و سعی باد و باران را چه شد شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار مهربانی کی سر آمد شهرياران را چه شد گوی توفيق و کرامت در ميان افکنده‌اند کس به ميدان در نمی‌آيد سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت کس ندارد ذوق مستی ميگساران را چه شد
    :: واقعا خسته نباشيد خداقوت انشاءالله همتون مثل شهدا عاقبت بخيرشيد التماس دعا
    :: سلا م برادرم من هم مثل تو جانبازم و با سختی زندگی دست و پنجه نرم کرده و میکنم و کاملا مشکلات ترا درک میکنم . دعا کنیم زودتر به دوستان و یارن شهیدمان بپیوندیم
    :: شهداء به خدا شرمنده ایم

     
     

    هم رزمان (پايگاههای مرتبط)

    :: مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
    :: پایگاه اطلاع رسانی « گردان مقداد»
    :: پايگاه اينترنتي « شهدا و دفاع مقدس »
    :: پايگاه اينترنتي «قافله نور»
    :: پايگاه اينترنتي « راهيان نور »
    :: پايگاه اينترنتي « صبح »

    ساير پايگاهها ...

    آمار هاي مر بوط به سايت
    اعضاي سايت : 168 نفر
    تعداد بازديد كننده : 94533 نفر